تبلیغات
اشک ققنوس - سهراب سپهری 2
 
اشک ققنوس
پنجشنبه 7 مرداد 1389 :: ققنوس اشک
"آن برتر"

به کنار تپه ی شب رسید.
با طنین روشن پایش آیینه ی فضا شکست.
دستم را در تاریکی اندمهی بالا بردم
و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم،
شهاب نگاهش مرده بود.
غبارکاروان ها را نشان دادم
وتابش بیراهه ها
وبیکران ریگستان سکوت را،
واو
پیکره اش خاموشی بود.
لالایی اندوهی بر ما وزید.
تراوش سیاه نگاهش به زمزمه ی سبز علف ها آویخت.
و ناگاه
از آتش لب هایش جرقه ی لبخندی پرید.
در ته چشمانش،تپه ی شب فرو ریخت.
ومن،
در شکوه تماشا،فراموشی صدا بودم.
___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"روزنه ای به رنگ"


در شب تردید من،برگ نگاه!
می روی با موج خاموشی کجا؟
ریشه ام از هوشیاری خورده آب:
من کجا،خاک فراموشی کجا.
دور بود از سبزه زار رنگ ها
زورق بستر فراز موج خواب.
پرتوی آیینه را لبریز کرد:
طرح من آلوده شد با آفتاب.
اندهی خم شد فراز شط نور:
چشم من در آب می بیند مرا.
سایه ی ترسی به ره لغزید و رفت.
جویباری خواب می بیند مرا.
در نسیم لغزشی رفتم به راه،
راه،نقش پای من از یاد برد.
سرگذشت من به لب ها ره نیافت:
ریگ بادآورده ای را باد برد.
___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"ای نزدیک"

در نهفته ترین باغ ها،دستم میوه چید.
و اینک،شاخه ی نزدیک!از سر انگشتم پروامکن.
بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست،عطش آشنایی است.
درخشش میوه!درخشان تر.
وسوسه ی چیدن در فراموشی دستم پوسد.
دورترین آب
ریزش خود را به راهم فشاند.
دورترین آب
ریزش خود را به راهم فشاند.
پنهان ترین سنگ
سایه اش را به پایم ریخت.
ومن،شاخه ی نزدیک!
از آب گذشتم،از سایه به در رفتم،
رفتم،غرورم رابر ستیغ  عقاب ـ آشیان شکستم
واینک،در خمیدگی فروتنی،به پای تو مانده ام.
خم شوشاخه ی نزدیک!
___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"غبار لبخند"

می تراوید آفتاب از بوته ها.
دیدمش در دشت های نم زده
مست اندوه تماشا،یار باد،
لاله ای دیدم ـ لبخندی به دشت ـ
پرتوی در آب روشن رخته.
او صدا را در شیار باد ریخت:
"جلوه اش بال بوی خا ک آویخته."
رود،تابتن بود واو موج صدا:
"خیره شد چشمان ما در رود وهم."
پرده روشن بود،او تاریک خواند:
"طرح ها در دست دارد دود وهم."
چشم من بر پیکرش افتاد،گفت:
:آفت پژمردگی نزدیک او."
دشت:دریای تپش،؛آهنگ،نور.
سایه می زد خنده ی تاریک او.
___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"فراتر"


می تازی،همزاد عصیان!
به شکار ستاره ها رهسپاریری،
دستانت از درخشش تیر و کمان سرشار.
اینجا که من هستم
آسمان،خوشه ی کهکشان می آویزد،
کو چشمی آرزومند؟
با ترس وشیفتگی،در برکه ی فیروزه گون،گل های سپید می کنی
و هر آن، به مارسیاهی می نگری، گلچین بی تاب!
واینجا ـ افسانه نمی گویم ـ
نیش مار، نوشابه ی گل ارمغان آورد.
بیماری ات را جادو می زند،
سیب باغ تو را پنجه ی دیوی می رباید.
و ـ قصه نمی پردازم ـ
در باغستان من، شاخه ی باور خم می شود،
بی نیازی دستها پاسخ می دهد.
در بیشه ی تو،آهو سر می کشد، به صدایی می رمد.
در جنگل من،ز درندگی نام ونشان نیست.
در سایه ـ آفتاب دیارت،قصه ی "خیر وشر"می شنوی.
من شکفتن ها را می شنوم.
و جویبار از آن سوی زمان می گذرد.
تو در راهی.
من رسیده ام.
اندوهی در چشمانت نشست،رهرو نازک دل!
میان ما راه درازی نیست:لرزش یک برگ.
___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"شکست کرانه"

میان این سنگ و آفتاب، پژمردگی افسانه شد.
درخت، نقشی در ابدیت ریخت.
انگشتانم برنده ترین خار را می نوازد.
لبانم به پرتو شوکران لبخندمی زند.
 ـ این تو بودی که هر وزشی،هدیه ای ناشناس به دامنت می ریخت؟
ـ و اینک هر هدیه ابدیتی است.
ـ این تو بودی که طرح عطش را بر سنگ نهفته ترین چشمه کشیدی؟
ـ واینک چشمه ی نزدیک، نقش عطش در خود می شکند.
ـ گفتی نهال از طوفان می هراسد.
ـ و اینک ببالید،نو رسته ترین هنالان!
که تهاجم بر باد رفت.
ـ سیاه ترین مارال می رقصند.
ـ و برهنه شوید، زیباترین پیکرها!
که گزیدن نوازش شد.
___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"دیاری دیگر"

میان لحظه وخاک،ساقه گرانبار هراسی نیست.
همراه! مال به ابدیت گل ها پیوسته ایم.
تابش چشمانت را به به ریگ ستاره ها سپار:
تراوش رمزی در شیار تماشا نیست.
نه در این خاک رس نشانه ی ترس
و نه برلاجورد بالا نقس شگفت.
در صدای پرنده فرو شو.
اضطراب بال و پری سیمای تو را سایه نمی کند.
در پر عقاب
تصویر و رطه نمی افتد.
سیاهی خاری میان چشم و تماشا نمی گذرد.
و فراتر:
میان خوشه و خورشید
نهیب داس از هم بدرید.
میان لبخند و لب
خنجر زمان در هم شکست.




نوع مطلب : شعرهای مردان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:59 ق.ظ
Great beat ! I wish to apprentice while you amend your website, how could i subscribe
for a blog web site? The account helped me a acceptable
deal. I had been a little bit acquainted of this your broadcast
offered bright clear idea
شنبه 14 مرداد 1396 10:06 ق.ظ
Very great post. I just stumbled upon your blog and wished to say that
I've really loved surfing around your blog posts.
In any case I'll be subscribing for your feed and I hope you write
again soon!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : ققنوس اشک
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

.