تبلیغات
اشک ققنوس - « سیده ... رحمانی »
 
اشک ققنوس
جمعه 10 اردیبهشت 1389 :: ققنوس اشک
(( غروب پاییز ))

تو غروب پاییز بازم دلم گرفته       ولی چی شد که تو بی وفا شدی
باز داره بارون می یاد                 رفتی و با غریبه آشنا شدی
صداش از ناودون می یاد             اومدی ولی تو تنها نبودی
پا پنجه ها خیسش                      تو با بودی ولی رفیق فردا نبودی
می زنه پشت شیشه                    خوب شد اینو فهمیدم به این زودی
به من نگاه می کنه                     ولی چه فایده داره دلمو شکسته بودی
منو صدا می کنه                       حالا اون به جای من پیشه تویه
انگار می خواد دوباره                 تو می گفتی که منم
تو رو یادم بیاره                        ولی انگار اون همه دنیای تویه
انگار می خواد بپرسه
بازم دلت شکسته
یادم اومد از روزی
که تو صفر می رفتی
می خواستی بر نگردی
کاشکی بهم میگفتی
یادمه وقت خداحافظی مون
تو به من گفتی برو دیگه نمون
من برام سخته ببینم که چشات بارونیه
این جدایی واسمون قد یه مهمونیه
من فقط چند روز ازت جدامیشم
قول میدم بیامو بی وفا نشم
___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



(( دیشب ))

دیشب از اشک چشام
بالشم خیس شده بود
عشقمو ازم گرفتن
باز دلم شکسته بود
من دوستش دارم ولی
همه می گن  عشق دروغه
دل من اما مهم نیست
حالا مهم فقط اونه
اگه یه روزی گریه کرد
کی اشکاشو پاک بکنه
اگه دل تنگ شده بود
واسه کی درد و دل کنه
اگه می خواست بره سفر
کی هم سفر بشه باهاش
اون اشکای بلوریشو
کی برداره از رو گونه هاش
بازم صدای گیتارش
پیچیده توی خونه
بازم دلش گرفته
داره از غم می خونه
خدای مهربون من
برای عشق خوبه من
یه یار مهربون بده
یکی که عاشقش باشه
باید که لایقش باشه
یکی که خوب درکش کنه
نره یه روز ترکش کنه
عشقه منو شاد بکنه
که زود فراموشم کنه
منم باید بمیرمو
با خاک هم آغوشم کنه

___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



(( باز دوباره ))

باز دوباره رفتی بی وفا شدی
باز دوباره مثله قریبه ها شدی
باز دوباره چشمای ما بارونیه
باز دوباره دلهای ما زندونیه
باز دوباره بهم نگفتی که بمون
باز دوباره گفتی برو دیگه نمون
باز دوباره تنها میمونه دست من
باز دوباره بازیچه کردی قلب من
باز دوباره خسته شدم از انتظار
باز دوباره نمونده آروم قرار
ولی دیگه تموم شد
عمرمونم حروم شد
می خوام تو این شب تار
بگم خدانگهدار
دیگه واسم اشک نریز
خودت خواستی ای عزیز
بازی کردی با قلبم
دلسرد شدم من کم کم
برو واسه همیشه
خدا پشت و پناهت
زود برو به سلامت
دیدار به قیامت

___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


(( امرزو آسمونم ))

امروز آسمونم با منوتو واسه عشقمون گریست
انگاری فهمیده بود ما به هم نمی رسیم
و فقط همو داریم  و اگه نباشیم می میریم
شاید  اونم عاشقه غمو مارو می دونه
می دونم هر چی که باشه پیشمون کم میاره
دل ما دریایه  اشکهامون قد دنیا
اینه عشقمو منو تو  انتظار ، تا روزها برسن باز به فردا
انتظارو انتظار تا شاید بیاد یه روزی
دستامون دست هم امّا تو آسمونا

___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


(( انتظار ))

آه . . . .ای عزیزترینم
نمی دانم چقدر دلتگنت هستم
هر روز با شاخه رز سرخ عشق
در کنار جویباری از دلتنگی، در سایه سار بید مجنون انتظار منتظرت هستم
پاییز قلب من با تو بهار می شود می دانم روزی میایی و با دستان گرمت به من زندگی هدیه می کنی
به امید نگاه مهربانت منتظرت می مانم تا همیشه ...

___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


(( دلم تنگه ))

دلـم تنـگه واسـه نـوازش کـردنـات          واسـه       بـوسـیـدن      لـبـات
سـر   گـذاشـتـن  روشـونـه  هـات          واسـه       حـرارت      دسـتـات
دلم تنگه واسه اون چشمای  نازت          واسـه    اون      آغـوش   بـازت
واسـه     اخـم      کـردن  نـازت          دلـم  تـنـگه  واسـه  مـهـربـونـیـات
واسـه       خـوش      زبـونـیـات          نمی دونـم چرا رفتی چرا   گـفـتی
دیـگه  مـن  تـو   رو  نـمـی خـوام          توی پیچ و خم   جاده های  زندگی
دیـگـه   مـن   بـاهـات   نـمـی یـام           مـن  بـازم  دیـوونـه ات   هـسـتـم
دسـت   تو  بـاز    تــوی    دسـتـم          باز    دوبـاره    مـن    شـکـسـتـم
بـاز    از   انـتـظـارت  خـسـتـه ام          آرزومـه باز یه شب  پیشم بمونی
بـاز بـرام قـصـه ی عـشـقو بخونی           مـن  فـقـط    زنـده   مـی  مـونـم
واســه     دیــدن        دوباره ات           واسـه روزی که بر گـردی ماه من

___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


(( سکوت شب ))

وباز منو شب وسکوت
من در امتداد لحظه های غم انگیزوطوفانیم
به تو می اندیشم
به تو ای ساحل آرامشم
نمی دانی چقدر این ظلمت شب را دوست دارم
در این ظلمت است که تمام افکار ذهن کوچکم به تو ختم می شود
وبازمنو شب وسکوت

___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


(( مرگ ))

و مُرد تنها وبی پناه
در میان سنگ های سیاه دره سرگردان بودو بامرگ جدال می کرد
مرگ با دستان سرد و یخ زده دستان کبود شده ی مرد را گرفت
ونفس آخر
تنها یادگار از مرد رد خونیست روی سنگهای سرد و سیاه
که در لحظاتی پیش بر آنها چنگ زده بود

___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


(( نمی تونم ))

بخدا می خـوام فراموشت کـنم نمی تونم
تو دلـم  با  خاک هم آغـوشـت  کـنم نمی تـونم
دلمو صد بارشکستی  ولی باز  دیوونه اتم
عـشـقـمـو بازیچه کردی ، من بازم هـمخونه اتم
چـه کـنم ایـن دل مـن اهـل جـفا نـیـسـت
تورو دوست داره ولی ، مثل دنیا بی وفا نیست

___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




(( شب جدایی ))

من و شب و   تنهایی            یاد  تو   و  جـدایـی
تو و یه  عشق   تازه            نمـی دونــم  کـجـایی
من  و  هـوای  ابـری           یاد  شـبـهـای  برفـی
تـو و صـدای  گـیـتـار           دلـم شـده  بـی قـرار
منـو یاد  قـصه  هات            تا صبح بیدار موندات
تو  و  او نو جاده ها            من اینجـا تک و تـنها
مـنو یـاد  اون نـگـات            یاد دریایی چشـمـات
تو رفــتی با رقـیــبـم            حـالا چـقـدرغـریـبـم
مـن و شـب جــدایـی            فـقـط  غـم  رهـایـی
مـنو  تو  اون شـبـها            بـرام شـده  یـه رویـا

___________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


(( صدای بارون ))

باز با صدای بارون رفتم تو گذشته ها
به یاد خاطراتمون به یاد دلبستگیها
به یاد اون روزهای خوب روزهای عاشقونمون
وقتی بودیم کنار هم میون آشیونمون
یادمه وقت خداحافظی مون
تو به من گفتی برو دیگه نمون
من برام سخته ببینم که چشمات بارونیه
این جدایی واسم قد یه مهربونیه
من فقط چند روز ازت جدا می شم
قول می دم بیام بی وفا نشم
ولی چی شد که تو بی وفا شدی؟
رفتی و با غریبه آشنا شدی؟
اومدی ولی تو تنها نبودی
تو با من بودی ولی رفیق فردا نبودی
خوب شد اینو فهمیدم به این زودی
ولی چه فایده دلمو شکسته بودی
دیگه اون روز باورم شد اینکه تو منو نمی خوای
فهیدم تو جاده های زندگی تو دیگه با من نمی یای
با هم لج کردم راهمو کج می کردم دلمو گزاشتمش به زیر پا
به تو گفتم که دیگه  با من نیا
بعد ازاون روز دیگه عاشق نشدم
دیگه با هیچ دلی صادق نشدم
یه روز اومدی پیشم
به من گفتی ببخشیدم
حالا من بهت می گم برو
خیلی وقته نمی خوام دیگه  تو رو
یه زمونی از ته دل صدات زدم
برای جدایی مون بارها فریاد زدم
حالا عشق تو واسم بی رنگ شده
دل من برات از جنس سنگ شده
دیگه اشکات دلمو نمی سوزونه
دیگه عشقت دلمو نمی لرزونه
دیگه زیر بارون به یاد تو نمی رم
دیگه بدون تو، نمی گم که می میرم
برو پیش هر کسی که دوست داری
حق نداری اسم منم بیاری
تو می ری با لب بسته
با همون دل شکسته
من هنوزم تو رو دوستت می دارم
هنوز تو رویاهام تو رو دارم
نمی دونم این دل شکستمه
یا شایدم این پر و باله بستمه
شایدم رهایی و جداییه
که مثله یه دیوار بینمون فاصله داده
وقتی رفتی باز اشکم رو گونه ام اومد
باز چشات به یادم اومد
باز دلم شکسته شد
باز اشکام پیوسته شد
فکر نکردم باز منو راحت فراموشم کنی
باز دوباره با غرورت ترک آغوشم کنی
فکر می کردم کمی مهربون باشی
بعد یه عمر دوری با من همزبون بشی
بیای و با مهربونیت منو تنها نزاری
باز دوباره رو دل شکسته ام پا نزاری
اومدی نمک بپاشی رو زخم کهنه ام
بعد یه عمری انتظارشکستی قلب من
فقط خواستم بهم بگی بی تو هرگز
ولی تو رفتی و گفتی خدا حافظ
این همه تو عشقت سوختن
عشقمو آسون فروختن
بعد یه عمری انتظار بااین  دل بی قرار
کمی دلجویی مهربونی می خواست
غیر از این نداشتم از تو دیگه هیچی انتظار





نوع مطلب : شعرهای دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 شهریور 1396 08:06 ب.ظ
Hi are using Wordpress for your site platform?
I'm new to the blog world but I'm trying to get started and create my own.
Do you need any html coding knowledge to make your own blog?
Any help would be greatly appreciated!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:46 ق.ظ
Hey there! This post could not be written any better!
Reading through this post reminds me of my good old room mate!
He always kept chatting about this. I will forward this post to him.

Fairly certain he will have a good read. Thank
you for sharing!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:28 ق.ظ
Hi there, after reading this remarkable post i am as well delighted to share my experience here with mates.
شنبه 15 خرداد 1389 02:47 ق.ظ
استفاده کردم. شعرای قشنگی بود. ممنون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : ققنوس اشک
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

.