تبلیغات
اشک ققنوس - مشاعره 1
 
اشک ققنوس
پنجشنبه 22 دی 1390 :: ققنوس اشک
ستاره ای بدرخشیدو ماه مجلس شد
دل رمیده مار را انیسو مونس شد

دوش دیوانه شدم عشق مرا دیدو بگفت
آمدم نعره مزن جامعه مدر هیچ مگو

وای از دل تو سنگ می بارد از او
زنهار که تیغ جنگ می بارد از او

رفتم بر کوی خواجه و گفتم خواجه کو
گفتند که خواجه مست است و کوه به کوه

درد ما در جهان درمان مبادا با شما
مرگ بادا بی شما درمان مبادا با شما

اگر داری تو عقل و دانش وشعور
بیا بشنو تو قصه گربه و موش

آمدی ای یار خوشبو اکسلنت  excellent) =عالی)
آمدی با تار گیسو اکسلنت
می شنوم از رویت هپی
زندگی ول ناد می تو اکسلنت

وطن مانند یه مادر شدم در آغوشت پرور
که باید قدر آن دانی اگر باشد عقل بر سر

وگر ترک خدمت کند لشکری
شود شاه لشکر کشش از وی بری

می زند ستاره چشمک تا برآید آفتاب
روز می گردد به چشم چشم دیگر تاب

گر مرد عبرتی ز رزم و بزم نظر بکن
گر صاحب عقلی ز شعر گفتن گذر بکن

رنگ زردم را ببین رنگ خزان را یاد کن
ضربه بکسم بخر از بقل فریاد کن

با نازو تمکین آمدی در بزم ما
ای جان شیرین آمدی در بزم ما





نوع مطلب : شعر افغانی مشاعره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





مدیر وبلاگ : ققنوس اشک
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

.